:: Tagheer ::

سایت تغییر

پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتمادملی

کناره گیری عقلای قوم از ترس غیر عقلای قوم!

تاریخ : ۲۲ آذر ۱۳۸۸ • شاخه : اخبار

در شرایط کنونی با هر کسی که ملاقات می کنی، با اشاره به اوضاع نابسامان کشور پس از انتخابات، تأکید می کند که ای کاش عقلای قوم قدم پیش می گذاشتند و این مشکل را حل می کردند.

پیش فرض این توصیه اخلاقی، آن است که کسانی در کشور هستند که باید آنان را جزو عقلای قوم به شمار آورد.

حالا دو پرسش مطرح است:

اولا این که اصلا در شرایط فعلی چیزی به نام عقلای قوم وجود دارد یا نه؟
اگر وجود دارد، اینها چه کسانی هستند و باید چه معیاری داشته باشد که آنان را عقلای قوم بنامیم؟
عقل یک نعمت خدادادی است که همه بر آنند که اگر پول و ثروت و خانه هم ندارند، از این نعمت الهی بهره مند هستند. به عبارت دیگر هیچ کس خود را غیر عاقل نمی داند. بنابرین گفتن این که «عقلای قوم» صرفا به معنای این است که کسی صاحب عقل باشد، آن هم به اعتراف خودش، حرف قابل قبولی نیست.

اما اگر کسی بگوید، کسی عاقل است که دیگران او را عاقل بدانند، در این صورت، اولا چه کسی تضمین می کند آنها که دیگری را عاقل می دانند، خودشان آن قدر عقل دارند که دیگری را عاقل بکنند. ثانیا در اینجا هم باز بحث معیار مطرح است و این که بر چه اساسی آنان، شخصی را دارای عقل می دانند.

می شود گفت یک جورهایی بحث دور و تسلسل پیش می آید که به جایی هم نمی رسد.

در بحث از معیارها ممکن است گفته شود کسی عاقل است که در این مدت کمتر حرف زده است. این هم البته معیار درستی نیست. زیرا بسیاری افراد هستند که اساسا در طول روز کم حرف می زنند و در طول سال هم.

اگر مقصود از حرف نزدن آن است که کسی درباره اختلافات سیاسی حرفی نزده باشد، آن هم باز دو جور است: کسانی که از روی مصلحت حرفی نزده اند، و کسانی که چیزی به ذهنشان نیامده که حرفی نزده اند. کسانی هم که گیج شده اند، و نمی دانند چه بگویند شامل یکی از این دو دسته می شوند!

اگر معیار، حرف زدن و نزدن یا قضاوت کردن و نکردن باشد، اکنون پرسش این است که آیا در صحنه سیاست کسی مانده است است که حرفی نزده باشد؟‌ به عبارت دیگر در طول یک سال گذشته ، از وقتی که داستان انتخابات آغاز شده است، آیا کسی را می شناسیم که با موضعگیری، خود را از دایره عقلا خارج کرده باشد؟
به نظر می رسد این هم معیار درستی نیست، زیرا بالاخره عقلای قوم هم در این مدت احساس وظیفه کرده و حرفی زده اند و بنابر این معیار از دایره عقلای قوم خارج شده اند.

به هر حال، می بینید که پیدا کردن عقلای قوم کار ساده ای نیست و وقتی کسی مانند آقای محسن رضایی از عقلای قوم بخواهد که جلوی افراط گری را بگیرند، باید بدانند که انتخاب عقلای قوم کاری سهل و ممتنع بلکه محال است.

تازه عقلای قوم، وقتی کاری از دستشان ساخته است که غیر عقلای قوم کاری علیه آنان نکنند. چرا که هر چه عقلای قوم درست کنند، آنها خراب خواهند کرد. به عبارت دیگر، عقلای قوم ـ یعنی کسانی که حرف می زنند برای خدا، کارشان هم توطئه کردن نیست، قصد ضایع کردن دیگران را هم ندارند ـ وقتی می توانند کاری صورت دهند که کسی نباشد که کارش خراب کردن دیگران و از جمله تخریب همین عقلای قوم باشد.

برای مثال، همین که یکی از کسانی که جزو عقلای قوم است، حرفی می زند و مجبور است راه میانه ای را برود تا دو طرف او را قبول کنند، یک دفعه دو دسته از غیر عقلای این طرف و آن طرف، به او حمله می کنند. نتیجه آن می شود که دیگر این فرد که جزو عقلای قوم است، دیگر حرف نمی زند و علاوه بر آن، از دایره عقلای قوم هم خارج می شود.

اکنون باید گشت و عقلای قوم یا همان پرتقال فروش را پیدا کرد.

۲ دیدگاه »

  1. فوری فوری فوری
    یک پیشنهاد دارم

    اکنون که این فتنه و جارو جنجال را به راه انداخته در خصوص عکس امام

    جنبش سبز اعلام کند

    ما از ملت غیور ایران می خواهیم در محکومیت این عمل و به حمایت از امام خمینی
    ملت را به یک راهپیمایی می طلبیم و از دانشجویان نیز می خواهیم در این راه پیمایی شرکت کنند

  2. azadqazvin.blogspot.comسلام
    امروز دانشگاه ازاد قزوین شاهد اعتراض دوباره دانشجویان به کودتاچیان بود.
    بسیج برنامه ای برای اعتراض به هتک حرمت خمینی ترتیب داده بود که ۱۰۰ نفر هم نبودند و همه از بیرون امده بودند.
    دانشجویان انها را هو کردند و تجمعشان با شعار اونکه تقلب کرده عکسرو پاره کرده و بسیجی بی غیرت تشنه به خون ملت به هم ریخت.
    و دانشجویان به تجمع پرداختند.بد ضایع شدند بسیجیها.
    فیلمهارو تا چند دقیقه ی دیگه میتونید در این ادرس ببینید.
    http://www.azadqazvin.blogspot.com
    مرگ بر دیکتاتور

+  سایز متن  -